تبليغاتX
عشق -
در دادگاه دلم قسمم قلبم بود .... وکیلم دلم ..... و حضار جمعی از عاشقان و دل سوختگان قاضی نامم

را بلند خواند و گناهم را دوست داشتن تو اعلام کرد و محکوم شدم به مرگ و تنهایی .

پای چوبیه دار از من خواستند تا آخرین خواسته ام را بگویم و من فقط گفتم به او بگویید دوستش دارم...

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم فروردین 1386ساعت 18:42  توسط |