![]() |
![]() |
|
|
ی خوام چوب حراجی رو به قلبم بزنم ، نمی خوام گناه بی عشقی بی افته گردنم
دورم از تو اما با تو لحظه ها رو زنده هستم بازم از تو پرم از تو واسه تو رویای خستم خوب دیروز با تو هر روز از تو با خدا می خونم تو خیالت توی حالت باز توی کما می مونم دورم از تو اما با تو لحظه ها رو زنده هستم تا وقتی کنارمی م می مونم تا وقتی بهارمی می تونم دیگه طاقت دوریت رو ندارم دیگه نمی تونم دیگه نمی تونم غربت این لحظه خستم راه خنده هامو بستم کمر گیتار عشق رو زیر بار غم شکسته شب یلدام ساکت و سرد حسرت شب خالی از درد تا که دق نکرده رویام تو رو جون لحظه برگرد |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386ساعت 17:37 توسط |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 |
|
RSS
|